Menu Content/Inhalt
برگ نخست

عجم زنده کردم بدین پارسی

بجای اول بگو نخست
بجای ابتدا بگو نخست
بجای شروع بگو آغاز
بجای لباس بگو پوشاک – جامه
بجای فتح یا ظفر بگو پیروزی
بجای رئیس یا مسئول بگو سرپرست
 

نکته ها

حسود
از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد.
 

سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی



Active Image

Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image
 

پیام شعر

من ، تو و ما / حمید مصدق

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،- خويشتني
از كجا كه من و تو شور يكپارچگي را در شرق باز بر پا نكنيم؟
از كجا كه من و تو مشت رسوايان را وا نكنيم؟ .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن  آويزد
دشتها نام تو را مي گويند .
كوهها شعر مرا مي خوانند .
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند .
در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟
در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟
در من اين شعله عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟
حرف را بايد زد !
درد را بايد گفت !
سخن از مهر من و جور تو نيست .
سخن از
متلاشي شدن دوستي است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سينه ام آينه اي ست،
با غباري از غم .
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .
...
من چه مي گويم،آه ...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
 
ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان / مریم نورائی‌نژاد

زنگ «پنج فرمان» مدارس دخترانه به صدا درآمد: ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان

مدرسه فمینیستی: روزهای پایانی شهریور و آغازین مهر، برایم یادآور احساسات و خاطرات عجیب و بعضا" تلخی است که هرساله در همین روزها تکرار و تکرار می‌شوند. احساساتی که ریشه‌هایش در همان کودکی‌ام باقی مانده‌اند و کمکی به تنومند شدن ساقه و شاداب‌تر شدن برگ‌های دیدگاه‌هایم نکرده‌اند. به مهر و مدرسه که فکر می‌کنم می‌بینم انگار هنوز هم دورم از همه آنچه باید تجربه می‌کردم و مدرسه با همان ساختارش نگذاشت. زنگ صدای تحکم آمیز ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان هنوز هم در گوشم می‌زند. چون من دختر بودم. همین ۵ فرمانی که به نظرم آنقدر تعیین کننده و سرنوشت سازند که انگار می‌توان به واسطه آنها نه تنها سرنوشت من، بلکه سرنوشت یک جامعه را هم تغییر داد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
اختلاس نجومی و تصفیه حکومتی / حسین باقرزاده
iran-emrooz.net
سه‌شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ – 20 سپتامبر 2011
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

داستان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به یکی از حادترین وسایل تصفیه حساب مخالفان احمدی‌نژاد در حاکمیت با او و اطرافیانش تبدیل شده است. در این اختلاس که بزرگترین از نوع خود در تاریخ بشمار می‌رود، پای سردمداران «جریان انحرافی» به میان آمده است. از آن سو، احمدی‌نژاد مخالفان خود را به بهره‌گیری از این واقعه برای حمله به او و دولتش متهم کرده است. در طول چند روز گذشته، دو قوه قضاییه و مقننه به شدت پیگیر امر شدند. از یک سو، رییس قوه قضاییه با صدور دستورالعملی محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور را مأمور رسیدگی به این پرونده کرد، و از سوی دیگر، مجلسیان با تشکیل جلسه ناعلنی به بررسی این اختلاس پرداختند و اظهارات دو نماینده دولت یعنی وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی نتوانست آنان را قانع کند. بلافاصله اعلام شد که ۱۹ نفر در این رابطه دستگیر شده‌اند، و درست هنگامی که زمزمه‌های دستگیری اسفندیار رحیم مشایی و اطرافیان او مطرح بود، احمدی‌نژاد آنان را با خود به نیویورک برد تا موقتا این خطر را از سر آنان رفع کند. اکنون چشم‌ها همه منتظرند تا ببینند پس از بازگشت احمدی‌نژاد و یارانش به ایران چه حوادثی در انتظار آنان خواهد بود.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
آن روزی که دنیا را تغییر داد - الاهه بقراط
www.alefbe.com
در حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001، در طول کمتر از یک ساعت و نیم، نزدیک به سه هزار نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند، بسی فراتر از یک حمله نظامی تمام عیار.
این نخستین بار بود که تروریسم با یک برنامه‌ریزی طولانی و صرف هزینه فراوان، از امکان رفاهی مردم و جان آنها به عنوان اسلحه استفاده کرد و روزی را در آغاز قرن بیست و یکم به ثبت رساند که تصاویر آن هر بار بیننده را در درک مرز بین واقعیت و تخیل، و توجیه عقلانی و اخلاقی هدف و وسیله، دچار مشکل می‌کند. هدفی ناپاک و وسیله‌ای ناپاکتر!
آن روز، تروریست‌های اسلامی، بن لادن و سازمان القاعده‌اش را مشهور خاص و عام کرد. ولی همزمان نه تنها عرصه را بر آنان تنگ ساخت بلکه چهره جهان را نیز تغییر داد.

رژیم‌هایی که دیگر نیستند
اگر این حملات در دوران جنگ سرد صورت می‌گرفت، قطعا در نخستین لحظه، همه نگاه‌ها به اتحاد شوروی جلب می‌گشت. ولی در آن روز، درست ده سال بود که بلوک شرق در هم فرو پاشیده و جهان می‌رفت تا در روند متناقض خود با چالشی دیگر روبرو شود. از آن روز، این چالش در برابر همگان قرار گرفت: مبارزه با پدیده‌ای به نام تروریسم اسلامی.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نامه سرگشاده اهل سُنت به آیت الله خامنه ای
قافیه سنجان چو قلم در کشند  /  گنج دو عالم به سخن بر کشند
گنج سخن موجود در این رنجنامه توسط پاره ای از نمایندگان و فعالان اهل سنت در داخل کشور که امکان امضاء و نشر این نامه برای آنان، علیرغم درکشیدن قلم، به دلایل واضح، میسر نیست، برای نگارنده ایمیل شده است.  از من درخواست شده با رعایت امانتداری استفهامی و با پرهیز از واژه ها و ادبیات رایج در بین اپوزیسیون برونمرزی، خواسته های برحق و مطالبات قانونی و مشروع اهل سُنت را ویرایش و جهت اطلاع و انتشار در رسانه های فارسی زبان منعکس کنم.

بسم الله الرحمن الرحيم
(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا)
حضور محترم آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران

پیام آنحضرت بمناسبت افتتاح نخستين كنفرانس دو روزه بين‌المللي بيداري اسلامي که امروز شنبه ۲۶ شهریور ماه در پایتخت ایران اسلامی عزیز  آغاز بکار کرد مایه مسرت  و امیدواری می باشد. حضرتعالی در پیام خویش فرمودید: "توصیه‌ی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ئی و مرزی است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
شرکت یا تحریم، مسئله این نیست! / حسین باقرزاده
سه‌شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۰ – 6 سپتامبر 2011
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

جمهوری اسلامی خود را برای رأی‌گیری مجلس نهم شورای اسلامی آماده می‌کند. این آمادگی، اما، بر خلاف گذشته صرفا تدارکاتی نیست و بلکه بیشتر جنبه امنیتی دارد. مقامات کشور برای اولین بار در طول حیات سی و اند ساله جمهوری اسلامی، شش ماه پیش از یک رأی‌گیری از برگزاری آن اظهار نگرانی می‌کنند. آقای خامنه‌ای این نگرانی خود را در مراسم نماز عید فطر ابراز داشته است، و اعوان و انصار او گفته‌هایش را به عبارات مختلف تکرار کرده‌اند. اینان با اشاره به رأی‌گیری ریاست جمهوری 88، اخطار کرده‌اند که رأی‌گیری مجلس در اسفند ماه آینده ممکن است برای نظام «چالش امنیتی» ایجاد کند، و خواسته‌اند که برای جلوگیری از این امر پیش‌بینی‌های لازم صورت بگیرد. رژیم که پس از طرد اصلاح‌طلبان از حاکمیت اکنون با انشقاقی در درون خود مواجه شده، برای کنترل و هدایت این رأی‌گیری به تدابیر جدیدتری نیازمند است. در عین حال، رژیم این روزها نگرانی‌های امنیتی دیگری نیز دارد که سخت بدان مشغول است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
هويت اعتراضات و انقلاب ها در دنياي امروز / دكتر كاوه احمدي علي آبادي
به بهانه هويت اعتراضات اخير در آذربايجان
اعتراضاتي كه اخيراً بابت خشك شدن درياچه اروميه در آذربايجان شعله ور شد، هويتي چندگانه داشت. نخستين هويت آن، اولين اعتراضات زيست محيطي در تاريخ خاورميانه بود كه تنها گروه هاي فعال طرفدار حفظ محيط زيست و احزاب سبز آن را رقم نزدند، بلكه علاوه بر آن ها، آحاد مردم ابتدا به اهميت چنين حادثه زيست محيطي پي برده و سپس آن را در حدي وسيع انعكاس دادند. اين سطح از آگاهي عمومي در آذربايجان بايد اعتراف كنم كه مرا غافلگير كرد و در حالي كه انتظار مي رفت، در تهران و اصفهان نخستين جرقه هاي آن زده شود، آذربايجان نشان داد كه اينك پيشروتر است. دوم نشان مي داد كه پارمترهاي سوشيودرام جامعه بسيار بالاست. سوشيودرام معياري است در برخي از نظريات جامعه شناسي امروز است كه با آن ميزان همبستگي گروهي در پيوستن به خواسته هايي عمومي را مي سنجند، كه با يك جرقه يا بهانه شروع به انفجار و گسترش مي كند. اگر بخواهم قضيه را به زباني ساده تر تشريح كنم، بايد بگويم اتاقي را تصور كنيد كه از گاز متراكم شده است، به طوري كه يك جرقه منجر به انفجار مي شود؛ اين كه آن جرقه كي زده مي شود، قابل پيشبيني و حتي جلوگيري نيست، اما براي عدم تراكم و انباشت گاز مي توان جلوگيري كرد. جامعه ما به خصوص پس از جنبش سبز در چنين وضعيتي است، يعني شما با چنان تراكمي مواجه ايد كه هر جرقه اي مي تواند به يك اعتراض عمومي بدل شود. حكومت هاي ديكتاتنور و حتي بسياري از سياستمداران بي سواد با راهنمايي هاي غلط اشخاص امنيتي-اطلاعاتي تصور مي كنند كه مشكل از جرقه است و مي توان جلوي آن را گرفت، ولي مشكل نه از جرقه است و نه مي توان جلوي آن را گرفت و زمان جرقه نيز نه قابل پيش بيني و نه قابل جلوگيري است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نیروی مرموز تقدس و حجاب برتر - فیروز نجومی
کمتر از یک ماه است که آقای رئیس جمهور احمدی نژاد، در مصاحبه اش با یورو نیوز گفته بود که در ایران همه در اظهار نظر آزادند و خود در روزنامه های ایران شدیدا مورد انتقاد قرار میگیرد. چرا که ترس و هراسی در کار نیست و هر کس نظرش را میتواند در آزادی کامل بیان کند و بخاطر آن نیز به زندان نیفتاد.

وقایع چند روز اخیر، مبادرت روزنامه دولتی ایران به انتشار ویژه نامه ای بعنوان خاتون1، در باره ی عفاف و حجاب، و در پی آن محکومیت ها در مجلس شورای اسلامی و در روزنامه ها و رسانه های اینترنتی، خط و نشان کشیدن و تهدید به توقیف و به دادگاه کشیدن نشریه، حکایت از این واقعیت دارد که حتی روزنامه ای که در خدمت نقطه نظرهای ریاست جمهوری است، و بوسیله یکی از یارانش، آقای جوانفکر مدیریت میشود، در بیان نظریات خود آزاد نیست. روزنامه دولتی ایران خشم ولایتمداران را برانگیخته است بآن دلیل که ویژه نامه ی خاتون1، ظاهرا حجاب را بر " حجاب برتر" و یا "چادر،" ارجح شمرده، بآن اهانت نموده و مورد تمسخر و ریشخند قرار داده است. به نقل از نفرین کنندگان روزنامه ایران، یکی از نمونه های زننده و موهنی که ارائه میشود مصاحبه ای ست که مدیران ویژه نامه با مشاور سابق رئیس جمهور آقای کلهر است. که "چادر مشکی " را اختراع در بار ناصرالدین شاه خوانده است. مضاف بر این گشت های ارشادی را برای برقراری نظم و انضباط حجاب، مضر خوانده و در اذآی ان کار فرهنگی را عرضه و عنوان نموده است که باید شوق نسبت به معروف را در مردم بوجود آورد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
«خاتون» و «جامعه مذهبی» ایران - حسین باقرزاده
سه‌شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ – 16 اوت 2011
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

انتشار یک ویژه‌نامه حجیم به عنوان ضمیمه روزنامه دولتی ایران در این هفته سرآغاز موج جدیدی از کشمکش و اختلاف در میان اصولگرایان حاکم شده است. موضوع این ویژه‌نامه که تحت عنوان «خاتون» نشر یافته، زن و حجاب است. بحث در باره این دو مقوله البته در بین سردم‌داران جمهوری اسلامی تازه نیست، و کمتر روزی است که این وکیل یا آن وزیر یا مقام روحانی یا پلیس یا فلان «کارشناس» در این باره داد سخن ندهند. ولی اختصاص نشریه‌ای به قطر بیش از 250 صفحه به این موضوع از ناحیه یک جناح حکومتی بی‌سابقه است. مخالفان در جناح مقابل که سر و صدای زیادی در این باره به راه انداخته‌اند انگیزه‌های شومی در پشت آن دیده‌اند، ولی ظاهرا انگیزه عمل چیزی بیش از تبلیغات انتخاباتی نبوده، و همین امر بیش از هر چیز دیگر عصبانیت آنان را برانگیخته است. اقدام این جناح و واکنش خصمانه جناح مخالف، هر دو در حکم اذعان به این واقعیت است که حجاب اجباری یک عامل باخت در رأی‌گیری‌های جمهوری اسلامی است و برخورد تساهل‌آمیز با این مسئله می‌تواند رأی بخش عظیمی از جامعه را جلب کند.

مسایل زنان همواره از دلمشغولی‌های عمده سردم‌داران جمهوری اسلامی بوده است. رژیم حاکم بر ایران، وجود زن را جرم می‌شناسد و او را به این دلیل با حجاب اجباری و تبعیض‌های گوناگون برای تمام عمر مجازات می‌کند. رژیم البته برای توجیه سیاست خود در این زمینه به متون مذهبی متوسل شده است، و از این رو این سیاست در سال‌های اول پس از انقلاب واکنش زیادی در بین قشرهای سنتی و مذهبی جامعه ایجاد نمی‌کرد. ولی تحولات اجتماعی و فرهنگی بزرگی که در دو سه دهه گذشته در جامعه ایران رخ داده وضعیت را به کلی تغییر داده است. پدیده دین‌گریزی که در واکنش مستقیم به حکومت دینی در ایران شکل گرفته است، همراه با افزایش سطح آموزش عالی و آشنایی نسل جوان با فرهنگ‌ها و ارزش‌های جوامع دموکراتیک که به یمن انقلاب ارتباطات (ماهواره و اینترنت) به سرعت به جامعه ایران منتقل می‌شود، ضریب پذیرش سیاست‌های زن‌ستیزانه حاکمیت را در بین مردم به شدت پایین آورده است. امروز نه تنها گروه‌های لاییک و آزاداندیش جامعه (که همواره با این فرهنگ و سیاست مخالفت می‌کرده‌اند)، و بلکه بخش بزرگی از قشرهای مذهبی ایران نیز در برابر سیاست‌های زن‌ستیزانه حاکمیت به مقاومت برخاسته‌اند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نشیب و فروپاشی فرمانروایی ساسانی
پیشگفتاری بر نَسک:
نشیب و فروپاشی فرمانروایی ساسانی
Decline and fall of The Sasanian Empire
نوشته-یِ: دکتر پروانه پورشریعتی
پیشگفتار: خشایار رُخسانی

چکیده:

تا زمانیکه شاهنشاهی ساسانی به شیوه-ی اَکُیانی (غیر متمرکز) اداره میشد، این شیوه از کشور داری، که خودش را در یک پیمانگان، confederacy ساسانی- پارتی بازتاب داده بود، همانند سُتون مُهرگان شاهنشاهی ساسانی کار میکرد، و سبب توانمندی رزمی، شکوفاهی فرهنگی و ترازداری (اقتصادی) کشور ایران شده بود. ولی کوشش های نسنجیده-ی خُسروپرویز در برچیدنِ ساختار اداره-یِ کشور که به شیوه-یِ اَکُیانی (غیر متمرکز) بود، سبب ناخُرسندی خانواده های بُزرگ پارتی، آشوب های درونی کشور و دامن زدن به یک زنجیره ای از رویدادهای ناگواری شد که پیامد آنها ناتوانی ارتش ساسانی و شکست های پی در پی آن گشت، نخست در برابر ارتش بیزانس و سپس در برابر سپاهیان عرب؛ و این واپسین شکست از عرب ها شَوَه (سبب) اشغال ایران برای چهارده سده و پیامدهای شوم آن شُد که تا به امروز بر سرنوشت مردم ایران سایه افکنده است؛ و حکومت اشغالگر اسلامی، نمونه-ی آشکار این شکست است. برای پایان دان به این نکبتِ 1400 ساله، ایرانیان هیچ چاره ای ندارند، بجز سهیم کردن همه-ی تیره های ایرانی در قدرت از راه برپایی دوباره-ی پیمانگان، confederacy، میان همه-یِ تیره های ایرانی.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
چرا نمی توانیم از قرون وسطای ایران عبور کنیم؟ کوروش / تهران
یکی از مهمترین پرسشهایی که امروز ذهن انسان را به خود مشغول می سازد این است که چرا ما ایرانیان با وجود داشتن یک تمدن بسیار پرمایه،ادبیات سرشار از حکمت و دانایی،از سر گذارندن یک جنبش نیرومند مانند مشروطیت و نیز تجربه تلخ حکومت مذهبی همچنان از عبور از این دوره سیاه تاریخمان ناتوان هستیم،متاسفانه در پیچ خم بحثها و اخبار روز و هیاهوهای سطحی و گاه مبتذل ، چرایی این ناتوانی کمتر مورد بحث و بررسی شفاف و دقیق قرار گرفته است.

نقش نخبگان و روشنفکران
روشنفکران ایرانی به خصوص پس از دوم خرداد از یک مشکل اساسی رنج می برند ،آنان کماکان با زبان جامعه و توده مردم بیگانه اند و بیش از آن که عامه فهم و صریح سخن بگویند، «آکادمیک» و«بغرنج» سخن می گویند،به جای طرح فلسفه سیاسی در نقد های جامعه شناسانه درجا می زنند، به جای انسجام تحلیلی دچار پراکنده گویی و تشتت آرا هستند،کثیری از آنان فاقد جسارت تحلیلی بوده و از بازگویی گزاره های صریح و شفاف پرهیز می کنند.
هم اکنون و پس از ایجاد نوعی رخوت در سطح مردم، بسیاری از همین نخبگان سیاسی و طرفدارانشان انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه رفته اند و مردم را بی همتی و تنبلی سیاسی متهم می کنند،اما گرفتن انگشت اتهام به سوی مردم زدن شیپور از طرف گشاد آن است،وقتی اکثر نخبگان سیاسی و به اصطلاح فرهیختگان از بام تا شام در رادیو و تلویزیون های خارج از کشور مردم را به «حفظ آرامش»، «کنار آمدن با وضع فعلی»،«شرکت بی قید و شرط در انتخابات»،«عدم طرح شعارهای ساختار شکن» و «حفظ روحیه محافظه کاری» فرا می خوانند چگونه می توان انتظار داشت مردم بدون حمایت نخبگان راسا یک جنبش سیاسی وسیع را سامان داده و به پیروزی برسانند،قطعا نتیجه این سست عنصری ها سکون و بی تحولی اجتماعی است.
ایران از جمله کشورهایی است که در دوران گذار خود از سنت به مدرنیته و از استبداد به دمکراسی به ایستایی و انحطاط دچار شده است ،بخش عمده ای از این ایستایی ناشی از فقدان روشنفکران متعهد است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سایر مطالب .......
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 60 از 1775

 

از نگاه دوربین

سرزمین ما ایران

درخواست




هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم


به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
http://www.everyhumanhasrights.org/








طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما :

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
 

شعر

حلاج
شفیعی کدکنی

در آینه دوباره نمایان شد

با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
نام تو را به رمز
رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
آهسته زیر لب
تکرار می کنند
وقتی تو
روی چوبه ی دارت
خموش و مات
بودی
ما
انبوه کرکسان تماشا
با شحنه های مامور
مامورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ های نشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار
زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست